محمد مهدى ملايرى

244

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

رساندن آنها به مقامهاى بلند نداشتى . بسيارى از بزرگان را به زندان افكند و از مراتب و درجات آنها كاست . به سپاهيان توجّه داشت ، ولى به اسواران كه معمولا از طبقات بالا بودند بىتوجّه بود ، بدين‌سبب بسيارى از پيرامونيان او بر او بدگمان و نسبت به او بددل شدند » . « 1 » اين اسواران كه مورد بىمهرى و بىتوجّهى قرار گرفته بودند ، ركن اصلى نيروى رزمندهء سپاه ايران و چشم و چراغ آن به‌شمار مىرفتند . اينها بودند كه از نوجوانى تحت تعليم نظامى قرار مىگرفتند ، فنون رزمى و آيين سلحشورى را از اسب‌سوارى و تيراندازى و به‌كار بردن انواع جنگ‌افزارها و حيله‌هاى جنگى را مىآموختند و براى اين كار معلمان خاص داشتند كه زير نظر ديوان سپاه و به خرج دولت به اين كارها مىپرداختند ، معلّمانى كه عنوان آنها در تاريخهاى عربى « مؤدب الاساورة » ترجمه شده است ، و همهء سنّتهاى رزمى ايرانيان و آنچه در وصف دلاوريهاى ايشان در جنگها و شهرت تيراندازى ايشان و به‌خصوص با « پنجكان » ، يعنى تيرهاى پنج پيكانه ، روايت شده است ، همه از اين طبقهء اسواران سرچشمه مىگرفته است ، كه گذشته از هنرهاى رزمى ، ايشان فرماندهى رسته‌هاى مختلف سپاه ايران را هم بر عهده داشته‌اند . بااين‌حال مىتوان حدس زد كه ناخشنودى اين طبقه از هرمزد چه اثر نامساعدى بر نيروى رزمى كشور مىگذاشته ، هم‌چنان‌كه مىتوان حدس زد كه از مجموع آنچه از رفتار هرمزد گذشت ، چه آشفتگى و نابسامانى در درون دولت ساسانى ، و به تبع آن در امور كشور روى داده بوده است . از آنجا كه نخستين اثر ويران‌گرى كه از آشفتگى و نابسامانى در كشورى ظاهر مىشود هجوم دشمنان كينه‌توز خارجى به آن كشور است ، در ايران همچنين وضعى پيش آمد . هنگامى كه نشانه‌هاى پراكندگى و به دنبال آن ضعف و سستى در اركان دولت هرمز پديدار گشت ، همسايگان از شرق و غرب و شمال به ايران تاختند ، و اين كشور را به گفتهء مورّخان همچون نگين انگشترى در ميان گرفتند . هرچند در اين هنگام كه هرمز خود از تدبير كار عاجز ماند و به

--> ( 1 ) - طبرى ، 1 / 990 .